دختر تنهای شب

...

[ دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 ] [ 18:14 ] [ الهه ] [ ]

سلام دوستای خوبم. یه عذر خواهی بهتون بدهکارم بابت اینکه خیلی وقته که مطالب جدیدم رو در اختیارتون نذاشتم. دوستان خیلی نظر گذاشته بودید واسه تبادل لینک و اینکه به وبلاگشون سر بزنم و یسری پیشنهادات بود ک من این نظرات رو فعلا تایید نکردم که تو یه فرصت مناسب بتونم رسیدگی کنم هم لینکتون کنم هم اینکه به به وبلاگ همتون سر بزنم .اگه تمایل داشتید میتونید لینک کنید .دوستون دارم همتونو میبوسم :-*
[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 13:49 ] [ الهه ] [ ]

همیشه در حالی که...

یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!

یه عالمه اشک توی چشماته !

یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده...

باید بگی:خب...خدافظ ...!



[ چهارشنبه نهم اسفند 1391 ] [ 21:56 ] [ الهه ] [ ]

دختر گل فروش...


رفتم نشستم کنارش گفتم :برای چی نمیری گلات رو بفروشی؟

گفت :بفروشم که چی بشه؟تا دیروز میفروختم که با پولش

ابجیمو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و مرد....و با گریه گفت:

تو میخواستی گل بخری؟

گفتم:بخرم که چی؟

تا دیروز میخریدم برای عشقم اما امروز فهمیدم باید فراموشش کنم...!

اشکاشو که پاک کرد یه گل بهم داد و گفت:

بگیر باید از نو شروع کرد

تو بدون عشقت...من بدون خواهرم...

[ جمعه بیست و هفتم بهمن 1391 ] [ 20:23 ] [ الهه ] [ ]

.........


حماقت چیست...؟؟
این که من...
تورا....
با تمام بدی هایی که در حقم کردی...!
هنوز...
دوست دارم



دیگر نه اشکهایم را خواهی دید
نه التماس  هایم را
و نه احساساتاین دل لعنتی را...
به جای آن احساسی که کشتی
درختی ازغرور کاشتم
 


چقدر سخته منتظر کسی باشی 

که هیچگاه به فکر آمدنت نیست...
[ سه شنبه سوم بهمن 1391 ] [ 16:36 ] [ الهه ] [ ]

گریه کن...

گریه کن.. 

تو میتونی     

پیش اون      

نمیمونی

اون دیگه رفته بسه تمومش کن

گریه کن

ته خط

عشق تو

دیگه رفته

تو دل

یکی دیگه نشسته تمومش کن

چشم به رااااه

نشین اینجا

میمونی

دیگه تنها

گریه نکن دیگه اون نمیاد  خونه

دست بکش

دیگه از اون

طفلکی

دل داغون

اون دیگه

خوشه فکر نکن حالتو میدونه

تنها میمونی

آخه اینو میدونی

مثل اون پیدا نمیش

اشکات میریزه

آخه اون واست عزیزه

توی قلبته همیشه

یادش میوفتی

دلت آتیش میگیره

میگی کاش برگرده پیشت

راهی نداری...

تو باید طاقت بیاری

آخه میدونی نمیشه...


[ جمعه بیست و نهم دی 1391 ] [ 14:14 ] [ الهه ] [ ]

داستان عاشقانه وزیبا ...

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد ...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 ] [ 20:54 ] [ الهه ] [ ]

حرف های یک عاشق...

مینویسم هق هق تنهایی را
تا از خویش مرا به با تو بودن ببری

مینویسم همه ی با تو نبودن ها را 
به حریم خلوت عشق تو تنها ببری


ریشه های شعر را با گلهای احساس تزیین میکنم
و
تمام گل های شهر باغ را به استقبالت میاورم
تا بدانی
.
.
.
چقدر



ماه من پرده زرخسار برکش
تا قلک لاف نیاید 
که چه ماهی دارد
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com
من بهار را بی تو دوست ندارم...
من عشق را بی تو دوست ندارم...
من نفس کشیدن را بی تو دوست ندارم...
من زندگی را بی تو دوست ندارم...
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com
من 
تورا
.

ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم آذر 1391 ] [ 21:58 ] [ الهه ] [ ]

تا حالا شده دلت بگیره؟؟


* _! . . . mano tanha gozasht_*

تاحالا شده دلت بگیره
از دست غصه دق کنه بمیره
تا حالا شده که محتاج بشی
حتی خدا هم دستتو نگیره
تا حالا شده ی روز بی خبر
عشقت بره بهونشو بگیری
بفهمی هر چی میگفت دروغ بود
کم بیاری دلت بخواد بمیری
ای خدا زندگیم نقش برآبه
حال قلب عاشقم بدجور خرابه
قسمت میدم که جونمو بگیری
زنده بودن واسه من عین عذابه
تو که از حال دلم با خبری
چرا گریه هام نداره اثری
به چه جرمی ای خدا بگو به من
داری آبروی من رو میبری؟؟
تا حالا تنها ی جا نشستی
بی سروصدا توی خودت شکستی
حس خجالت بشینه روچهرت
از این حس احساس کنی اضافی هستی
تا حالا شده چیزی ببینی
دلت بخواد کور بشیو نبینی
واسه پنهون کردن گریه هات
زیر بارون بدون چتر بشینی
کاش همونطور که از شکستن تکه ای شیشه

برمیگردی و نگاهش میکنی...

وقتی دل مرا شکستی

یکبار برمیگشتی فقط نیم نگاهی میکردی...

[ پنجشنبه چهارم آبان 1391 ] [ 17:16 ] [ الهه ] [ ]

جدایی خیلی سخته...

http://s3.picofile.com/file/7421298595/haghigate_jodayi.jpg

فرا رسید لحظه ای که کاش فرا نمیرسید

فرا رسید لحظه ای که کاش در اعماق زندگی محو میشد

لحظه ی جدایی چقدر سخت است.

دلم داغدار جدایی توست.

جدایی درد بی درمان عشق است.

جدایی حرف بی پایان عشق است.

http://s3.picofile.com/file/7421302147/ye_bar_asheghet_shodam.jpg

اگه دستم به جدایی برسه...

اونو از خاطره ها خط میزنم.

از دل تنگ تموم ادما...

از شب و  روز خدا خط میزنم

http://s3.picofile.com/file/7421297739/faramoosh_shodan.jpg


قلبم را شکستی اما سکوت فریادم را نشنیدی!

چه بی صداشکست قلبی که عاشق تو بود...

چه بی ریا گذشت لحظه هایی که عاشق تو بود

قلب شکسته  ای است که زیر پاهات بود رو ندیدی

صدای شکستن قلبم چه بی صدا بود.


جــــــــــــــــــــــــــــــــدایی سختــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 

............................................................................

..................................

..............

http://s3.picofile.com/file/7421300963/rooze_jodayi.jpg

   خدایا !  

خدای مهربان من با قلبی شکسته به درگاهت روی آورده ام

   

خداوندا 

 خــــــــدايــــــا! 

 

تو خودت گفتی که در قلب شکسته جا داری

 

شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

[ دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 ] [ 16:0 ] [ الهه ] [ ]